محمد مهدى ملايرى

226

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ميان همهء عوامل غير عربى ، آثار فرهنگى و ادبى ايران مهمترين عاملى بوده كه در ادبيات عرب اثر نافذ و مستقيم داشته است . آثار يونان در هيچ عصرى به محيط ادبيات عرب به آن صورت كه در آن تحولى ايجاد كند كشيده نشد ، و از آثار ادبى معروف منسوب به هند هم در اين عصر اول فقط آنهائى به عربى ترجمه شد كه مدتها قبل در دورهء ساسانيان به زبان پهلوى ترجمه گرديده و با فرهنگ ايرانى آميخته شده و در ايران تحول يافته بودند ، و آنها هم از زبان پهلوى به عربى ترجمه شدند نه از زبان هندى . بنابراين تنها عامل مهم خارجى كه در دورهء اول عصر عباسى و از اواخر دورهء اموى در تحول ادبيات عربى مؤثر افتاد آثار ادبى دوره ساسانى بود . و نخستين دريچه‌اى هم كه بر روى ادبيات عربى از يك فرهنگ غير عربى گشوده شد به وسيلهء زبان پهلوى بود . و گذشته از ادبيات حتى برخى از علوم هم كه بعدها با ترجمهء آثار يونانى و هندى تكميل شد و توسعه يافت ، مانند طب و منطق و نجوم و هندسه ، نخست از زبان پهلوى به عربى ترجمه گرديد . و آنچه اين اثر را ريشه‌دارتر و نافذتر مىساخت اين بود كه اين خود ايرانيان بودند كه زبان عربى را به عنوان زبان علم و ادب برگزيده بودند ، هم آثار گذشته خود را به اين زبان درآوردند و هم آن را در اين دوره وسيله بيان افكار و انديشه‌هاى خود قرار دادند . ديگر اينكه تحول و پيشرفت زبان و ادبيات عرب در محيطى صورت گرفت كه چنان‌كه بعضى از نويسندگان شتاب‌زده تصور كرده‌اند يك محيط عربى خالص نبوده ، بلكه محيطى بوده است متشكل از عناصر مختلف كه دو عنصر اصلى آن را اعراب و ايرانيان تشكيل مىداده‌اند ، و همين دو عنصر بوده‌اند كه بيش از همه زندگى فكرى و سياسى و اجتماعى آن عصر را تحت تأثير قرار داده‌اند . تحول ادبى و فرهنگى زبان عربى از هنگامى شروع شد كه مركز خلافت به سرزمين عراق يعنى مركز دولت ساسانى منتقل شده بود . بغداد كه در زمان منصور وسعت يافت و پايتخت دولت عباسى گرديد در دورهء ساسانيان هم بىنام و آوازه نبود . اين محل با همين نام يكى از تفرجگاه‌هاى حومهء تيسفون پايتخت